خرید بک لینک
حاجیان, آمدند, با تعظیم شاکر از رحمت خدای رحیم جسته از محنت و بلای حجاز رسته از دوزخ و عذاب الیم آمده سوی مکه از عرفات زده لبیک عمره از تنعیم یافته حج و کرده عمره تمام باز گشته به سوی خانه سلیم من شدم س

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

پسرم می پرسد : چرا باید ریاضی, بخوانم ؟ دلم می خواهد بگویم لازم نیست بی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نان بیش از یک تکه است.... برشت

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

با مردم، مهربانم به سنت ایشان، كلاهی اطو شده بر سر میگذارم میگویم:آنها جانوران بسیار گندی هستند و میگویم:مهم نیست. من خود نیز چنینم... تنگ غروب،مردان را گرد خود میآورم ما یكدیگر را "نجیبزاده"

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

به همه آن چيزها كه حس مي كني, به همه آن چيزها كه احساسشان مي كني كمترين اهميتي نده؛ گفته است بدون تو نمي تواند زندگي كند تو اما بينديش كه در ديدار دوباره تو را به جا خواهد آورد؟!... لطفي در حقم كن و خ

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

در باغ بي برگي زادم و در ثروت فقر غني گشتم وازچشمه ايمان سيراب شدم ودر هواي دوست داشتن دم زدم ودر آرزوي آزادي سر برداشتم ودر بالاي غرور قامت كشيدم واز دانش طعامم دادند واز شعرشرابم نوشاندند واز مهر نو

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

در حالی که ما نیز آگاهیم حتی نفرت از فرودستان هم چهره را زشت می کند, حتی خشم از ستم نیز صدا را خشن می سازد, نتوانستیم خود ،انسان باشیم.

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

موقع نماز صبح پیامبر بعد از سوره حمد بلافاصله آیات سوره عادیات را خواندند.والعادیات ضبحا ... یاران پیامبر که تا آن موقع این سوره و آیات آن را نشنیده بودند بعد از نماز با تعجب از پیامبر پرسیدند اینها چ

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

ابراهیم ادهم گفت: وقتی غلامی خریدم , گفتم:چه نامی؟گفت:تا چه خوانی. گفتم:چه خوری؟ گفت:تا چه دهی. گفتم: چه پوشی؟ گفت:تا چه پوشانی. گفتم: چه کنی؟ گفت:تا چه فرمایی. گفتم: چه خواهی؟ گفت: بنده را با خواست

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

عباس, محمدپور,

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

حضرت سلیمان از مورچه, ای پرسید: در مدت یکماه چقدر دانه می خوری؟مورچه گفت:سه دانه.پس او را گرفته در جعبه ای کرد و سه دانه به همراهش نهاد.بعد از گذشت آن مدت حضرت سلیمان جعبه را باز کرد و دید که فقط یک و

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:14

صفحه بندی